السيد محمد حسين الطهراني
33
معاد شناسى (فارسى)
ابدى قرار داده و خود را در كام سهمگين اعتباريّات فانى نكردهاند ، و تمام وجود و قواى خود را صرف لذائذ موقّت و زودگذر ننموده ، و به سراب از آب اكتفا ننمودهاند ، و به موازات طىّ اين زندگى ، نظر به باطن اين عالم نموده و از حيات ثمر بخش ابديّت زندگى يافته و با ربط با خدا و اميد ديدار جمال ازلى و دلبستگى به انوار سرمدى بهرمند شدهاند . نتيجهء استقامت و پايدارى براى وصول به مقام عظمت و مقاومت در مقام متين صدق و حقيقت همانا رضوان خدا و كاميابى از صفات حسنى و اسماء علياى او و بهرمندى از مقام مغفرت است . استفادهء لطيف علّامهء طباطبائى از قرآن مبنى بر آنكه آخرت باطن دنياست حضرت استاد گرامى علّامهء طباطبائى مُدّ ظلُّه العالى در رسالهء « الإنسان فى الدُّنيا » كه هنوز هم طبع نشده و با شش رسالهء ديگر در يك مجموعه گرد آمده و از آثار نفيس غير مطبوعهء ايشان است مىفرمايد : ممكن است در اين آيه مباركه ، « وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ » عطف بر كلمهء « لَعِبٌ » باشد ؛ و بنابراين در معنى چنين مىشود : إنَّما الْحَيَاةُ الدُّنْيا فِى الآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللهِ وَ رِضْوانٌ . يعنى همين زندگى ظاهرى دنيا كه از اين پنج چيز تشكيل يافته است يك باطنى دارد كه آنها به صورت عذاب شديد و يا مغفرت و رضاى خدا بوده و بدين نحو جلوه خواهد نمود . و بنابراين ، عالَم آخرت باطن دنياست ، و دنيا ظاهر آخرت است ؛ و شاهد اين معنى آنكه خداوند بعد از اين آيه بلافاصله مىفرمايد :